محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
89
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
اين 5 علت مهمترين اسباب صلح امام ( ع ) است و از آنچه ذكر شد روشن شد كه سبب صلح ، حفظ خون و اتحاد مسلمين ، و يا ترس از جنگيكه مفاسد را ريشه كن كند نبود بلكه صلح امام ( ع ) به جهت نبود نيرو و قدرت بود : زيرا اكثر آنان كه لشكر او محسوب ميشدند ، جاسوسان معاويه و منتظر فرصت كارشكنى بودند لذا ايندسته براى آن حضرت خطرناكتر از دشمنهاى آشكار بودند . آنچه نسبت به حضرت رسول ( ص ) داده مىشود كه فرمود : « فرزند من امام حسن ( ع ) بين دو لشكر مسلمين را اصلاح مينمايد » از روايات دروغگويانى است كه معاويه آنان را براى نسبت دروغ دادن و افتراء بستن به حضرت رسول ( ص ) خريده بود ، و امثال ابو هريره و سمرة بن جندب بودند . آنگاه كه آثار صلح آشكار گرديد ؛ اهل كوفه و همفكرانشان عليه امام ( ع ) انقلاب نموده و اموالش را غارت كرده و ران آن حضرت را با ضربتى مجروح ساختند و هنگاميكه آنحضرت عازم جنگ ميشد فرمان نميبردند و بىاعتنائى مى كردند و آنگاه كه مجبور شد صلح كند عليه او قيام كردند چنان كه پدرش را مجبور بتصويب تحكيم نمودند ، آنگاه كه تحكيم بر ضرر تمام شد با او مبارزه كردند و آنگاه كه دست از مبارزه كشيد و صبر نمود بخاطر صبر با او جنگ كردند ! به همين طريق فرزندش را مجبور به صلح نموده ، سپس او را بازخواست كردند ، كه چرا صلح نموده ؟ اگر امام با اين وضع صلح نميكرد چه ميكرد ؟ آيا با وجود اسبابى كه ذكر شد ، دشمنى كه دست تجاوز بدين و ايمان زده است و از راه مكر و خدعه وارد شده و دخترهاى خود را جائزه قرار داده است ، و آيا با لشكرى كه با امام ( ع ) راه نافرمانى و معارضه را پيش گرفته و آنقدر در خيانت ورزيده شده كه از قلب لشكر و ميدان جنگ دستهدسته بمعاويه مىپيوندند چه كند ؟ ! اگر امام ( ع ) با اين دو مصيبت صلح نميكرد چه ميكرد ؟ آيا با تغيير افكار و هجوم افراد ناپاك و جاسوسان و تغيير روحيه لشكر چه كند ؟ ! هدف امام ( ع ) عمل براى خدا و قيامت بود ، و در مقابل جمعيتى قرار گرفته بود كه هدفشان دنيا و شيطان بود و بخاطر اموال و دختران معاويه زحمت ميكشيدند . آنان كه ميگويند : چرا امام حسن ( ع ) صلح كرده است از مشكلاتى كه متوجه امام بوده است و از هر طرف به آن حضرت فشار ميآورده است چشم پوشيدهاند